migratory, nomadic
migratory
nomadic
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او مسیرهای کوچگرانه پروانههای مونارک را مطالعه کرد.
She studied the migratory routes of monarch butterflies.
قبیلهی کوچگرانه در جستوجوی آب در سراسر بیابان سفر میکرد.
The nomadic tribe traveled across the desert in search of water.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کوچگرانه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کوچگرانه